والدين و ادراك كودك
دانلود رایگان کتاب کارگاه مربی کودک خود باشید

والدین و ادراک کودک ۱

یکی از روش های افزایش ادراک والدین و مربیان نسبت به کودکان، داشتن ادراکی یکسان و نزدیک به کودک در دیدن دنیا همانگونه که هست و پذیرفتن نگاه و درک کودک از واقعیات پیرامونش همانگونه که ترسیم  می کند می باشد.

والدین و ادراک کودک ۱

کودک و ادراک

چند سال پیش،  زمانی که دانشجوی رشته ی نقاشی بودم، برای تامین بخشی از هزینه های تحصیل و علاقه ای که به کودکان داشتم در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، کار می کردم. خاطرم هست، یک روز که با دوستان همکار مشغول گفتگو و تبادل تجربیات بودیم، یکی از همکارانم حکایتی تعریف کرد که هنوز بعد گذشت دو دهه ، در ذهن من مانده است.
او برایمان تعریف کرد: یکی از روزها که مشغول تدریس نقاشی به کودکان زیر دبستان – حدود سن ۴ تا ۶ سال – بوده ، با زحمت و دقت زیاد تلاش می کند نقاشی بچه ها آنقدر خوب شود که مدیر مجموعه حد اقل چند نقاشی از شاگردان او را برای مسابقات انتخاب کند . موضوع نقاشی آن روز هم که اغلب از طرف مدیریت و به شکل واحد تعیین می شد، طبیعت بود. خاطرم هست یکی از نکاتی که مدیر وقت مجموعه بسیار روی آن تاکید داشت که در مورد نقاشی بچه ها رعایت شود، پر کردن کل صفحه با رنگ بود-که البته امروز بعد از سال ها تجربه و تحقیق متوجه شدم روش نادرستی است. دوست من بر این اساس مدام به شاگردانش توصیه       می کرده که کل صفحه ی کاغذ را نقاشی کشیده یا با رنگ پر کنند.
یکی از دختر بچه ها که اتفاقا جزو بچه های با هوش و زرنگ کلاس بوده، نقاشی زیبا یی می کشد و همکار من با دیدن نقاشی او ذوق زده شده و ضمن تشویق، به او می گوید: { اگه هواشم رنگ کنی دیگه عالی میشه }. کودک چند لحظه مبهوت به مربیش نگاه می کند و همکارم که از نگاه بهت زده اش تعجب کرده، با خود فکر   می کند : { اینکه کودک باهوشیه یک جوری به من نگاه می کنه که انگار نفهمیده ! } و دوباره تاکید می کند که { تا من نقاشی بقیه رو نگاه می کنم هواشم رنگ کن که بزنمش به دیوار …} و کودک همچنان متفکر به مربیش نگاه می کند و بعد از چند لحظه دست به کار می شود .

 

کودک و ادراک

همکار من بعد از چک کردن کار شاگردان دیگر دوباره به سراغ آن دختر می رود و با کمال تعجب می بیند که که کل نقاشی اش را با مداد آبی خط خطی کرده است. همکارم گفت : وقتی این صحنه را دیدم آنقدر ناراحت و عصبانی شدم که بی هوا سرش داد زدم{این چه کاریه کردی؟ چرا نقاشی به این قشنگی رو خط خطی کردی؟ حالا دیگه جایزه نمی گیری.} دختر غمگین و بهت زده، نقاشیش را نگاه می کند و با ترس به همکار من می گوید :{ آخه خانم، شما گفتین هوا شو رنگ کنم .خوب هوا همه جا هست منم رنگ کردم}
همکارم گفت: بعد از شنیدن این جمله احساس کردم گوشم داغ شد و تازه فهمیدم ای وای …. من فکر      می کردم دارم ساده و به زبان کودکانه صحبت می کنم و اون اینطوری بهتر متوجه می شود ولی …
این داستان به شکل های مختلف بین والدین و مربیان با تصور اینکه اگر لحن و نوع استفاده از کلمات را تغییر دهند، به بیان و ادراک کودک نزدیک شده و می توانند با او ارتباط بهتری بر قرار کنند، همچنان ادامه دارد…
به راستی ما چقدر نسبت به ادراک کودکمان آگاهی داریم و تا چه حد تلاش کردیم تا از زاویه ی دید او به جهان نگاه کرده و بر اساس توانایی و خواسته های او مسایل آموزشی و تربیتی خود را تدوین کنیم ؟
به گفته ی پژوهشگران، ادراک به طور کلی، به معنای علم و آگاهی انسان از جهان بیرون و دنیای درونی است و از گذشته تا به امروز اساس شناخت و شناسایی انسان بوده و بزرگترین چالش تربیتی هر نسل در عدم این شناخت و نبود راهنمایی برای ارایه ی صحیح را ه کار های شناختی بوده و هست .
یکی از روش های افزایش ادراک والدین و مربیان نسبت به کودکان، داشتن ادراکی یکسان و نزدیک به کودک در دیدن دنیا همانگونه که هست و پذیرفتن نگاه و درک کودک از واقعیات پیرامونش همانگونه که ترسیم می کند می باشد. برای مثال، اگر کودکی خورشید را سبز ترسیم می کند – ضمن بررسی همه ی جوانب مثلا ابزار و امکانات موجود کودک و مسایل روحی او، نباید نقاشی او را با درک خود از رنگ خورشید اصلاح نماییم و داشته ها و تصویر های ذهنی خود را به کودک تحمیل نماییم چرا که با این مثلاً اصلاح، نه تنها اعتماد به نفس او را در خصوص رنگ آمیزی و انتخاب آزادانه ی فرم و رنگ ها از او می گیریم، بلکه خلاقیت او که نشانه های آن، همان ادراکات خاص هر شخص از محیط پیرامونش می باشد را، متزلزل می سازیم.

 

 

کودک و ادراک

روش دیگری که می توان از آن طریق با ادراکات کودکان آشنا و همسو شد، بازی است که من آن را بازی ادراک می نامم. کودکان در زمان بازی، همه ی داشته ها و خواسته های خود را که در دنیای واقعی و مجازیشان وجود دارد نمایش داده و والدین و مربیان آگاه، با دقت در جزئیات کلامی و حرکتی کودکشان به راحتی می توانند خود را در جایگاه کودک قرار داده و از زاویه ی دید او به جهان نگاه کنند و با این روش از کودک بیاموزندکه چگونه جهان پیرامون خود را می بیند.
یکی از متداول ترین بازیهای کودکان که پر از هیجان و احساسات کودکانه می باشد، خاله بازی است .فرزند ما پسر یا دختر، با توجه به نقشی که در بازی دارد، سعی می کند با درک درست نقش خود، همه ی ادراکاتش نسبت به افراد و محیط پیرامون را به نمایش بگذارد و والدین به راحتی می توانند از این طریق به احساسات و خواسته های او نزدیک شده و دنیا را از دریچه ی دید او ببینند. انتخاب موضوع بازی اگر بر اساس یکی از مشکلات رفتاری و یا عدم سازگاری کودک با چیزی یا شخصی باشد و بازی کننده، بدون دخالت مستقیم در داستان بازی با کودک همراه شود، خواهیم دید که این کارگردان کوچک ، به چه زیبایی همه ی آنچه را که باید ما بدانیم، با زبان بازی برایمان بیان می کند.
سال ها پیش در جریان تحقیقی در خصوص چگونگی کشیدن نقاشی مانند کودکان نه فقط از لحاظ ظاهری بلکه از لحاظ حسی و ادراکی، از کودک ۶ ساله ای خواستم تا با هم بازی شاگرد و مربی را انجام دهیم و در این بازی، من شاگرد و او مربی نقاشی من باشد. در لحظات اولیه ی بازی ،او، من و بازی را خیلی جدی نمی گرفت اما رفته رفته که که متوجه می شد هر چه او می گوید انجام می دهم و او را به عنوان مربی پذیرفته ام نقشش را جدی گرفت و قاطعانه اَشکال مختلف را به من آموزش می داد. طی این تحقیق به نکات جالبی برخورد کردم که یکی از آنها تفاوت عجیب تشخیص رنگ ها از نگاه من، که آموزش دیده بودم، با این کودک،که آنطور خودش می دید و درک می کرد، بود. روزی که به من آموزش کشیدن خانه می داد دو خانه ی کوچک و بزرگ کشید . سقف خانه ی اول را بنفش کرد و من را هم راهنمایی کرد تا سقف خانه ام را بنفش کنم وقتی که برای سقف خانه ی دوم هم به من گفت که رنگش را بنفش کنم و دلیل کار را از او پرسیدم، او با اعتماد به نفس بالایی گفت :{ تو بنفش کن کاریت نباشه ….} این کودک در ابتدای تحقیق من بسیار خجالتی و مردم گریز بود اما پس از چند ماه که مربی من بود چنان نسبت به من احساس مسئولیت می کرد که گاهی سراغ تمرین ها و نقاشی های من را هم می گرفت و در روز ارایه ی تحقیقم، بر روی صندلی کنار استاد راهنمای من به عنوان استاد راهنمای کودک نشست و حتی درباره ی من و کارم صحبت کرد.

کودک و ادراک
این نوع بازی و بازی های مشابه، در صورت انجام صحیح، علاوه بر ایجاد یک فضای شاد و دوست داشتنی بین والدین و کودک، فضایی را به وجود می آورد که علاوه بر شناخت دنیای کودک، مسیر عصبی صحیحی را برای رسیدن به درک درست از افراد و محیط زندگی برای او ایجاد می کند، که نه تنها در ارتباط کودک با هم سن و سالهایش موثر خواهد بود، بلکه در سنین بزرگسالی، جدای از اینکه در چه حرفه ای مشغول خواهد شد، اتفاقات خوبی را در روابط اجتماعی و محیط کاریش رقم می زند .

نویسنده : فریبا اباذری

خرداد ۱۳۹۶

 

منبع : پایان نامه دوره کارشناسی { ای کاش می توانستم مثل کودکان نقاشی کنم} نوشته فریبا اباذری

عکس : فریبا اباذری – اینترنت

 

فريبا اباذري

سلام فريبا اباذري هستم.حدود 20 سال است در حوزه ي مسايل مرتبط با زنان و كودكان پزوهش مي كنم و حاصل بخشي از تحقيقاتم در حوزه ي كودكان و نوجوانان را در قالب 70 برنامه ي تلويزيوني، توليد كردم كه از شبكه هاي يك و دو سيما، پخش گرديده است. اكنون با مطالبي در خصوص چگونگي داشتن يك ارتباط موثر با كودكان از طريق بازي و هنر، در قالب مقاله و ويديو هاي آموزشي، در خدمتتان هستم...

افزودن دیدگاه

ارسال نقاشی و ویدیو

شبكه هاي اجتماعي

مارا در شبكه هاي اجتماعي دنبال کنید