تربیت کودک قبل از تولد

تربیت کودک پیش از تولد

اکثراً این جمله را شنیده ایم که « تربیت کودک ۲۰ سال قبل از تولدش آغاز می شود» اما به واقع چقدر در موردش فکر و اقدام کرده ایم؟

تربیت کودک ۲۰ سال قبل از تولدش آغاز می شود، اکثراً این جمله را شنیده ایم اما به واقع چقدر در موردش فکر و اقدام کرده ایم؟ خاطرم هست حدود سی سال پیش، زمانی که هنرجوی هنرستانی در مشهد بودم، دبیری فرهیخته داشتیم که با خیلی از زنانی که تا به آنروز دیده و شناخته بودم فرق داشت.

خانم صنعت دوست، در کار و زندگی برای من یک الگو بود. او اولین و به جراٌت می توانم بگویم تنها دبیری بود که نظم و آداب داشتن در کار و زندگی را در کنار درس به ما آموزش می داد. اغلب در زمانی که کارگاه داشتیم درباره ی مسایل مهمی از قبیل اینکه چطور یک زن کامل و مادری خوب در آینده باشیم برای ما صحبت می کرد. یکی از مهمترین مسایلی که اغلب اوقات درباره ی آن به ما اطلاعات می داد انتخاب همسر بود. 

جمله ای که از ایشان سال هاست در خاطرم مانده  :

اگر می خواهید فرزندان باهوش و با تربیت درستی درآینده داشته باشید مردی که برای زندگی انتخاب می کنید از نظر هوشی و تربیت خانوادگی در سطح خوبی باشد. صرفا به زیبایی ظاهر و ثروت شخص توجه نکنید.

تربیت کودک قبل از تولد
ایشان اغلب اوقات به ما گوشزد می کرد که اگر می خواهید فرزندان سالمی داشته باشید به تغذیه و سلامتی جسم و روحتان از الان اهمیت بدهید. غذاهای سالم و مقوی بخورید، ورزش کنید و کتاب بخوانید. چون فرزند سالم و دانا  از پدر و مادر سالم و دانا متولد می شود. تا جائیکه اطلاع دارم اکثر همکلاسی های من در آن دوره ی تحصیلی، صاحب همسر و فرزندانی شایسته هستند و هر کدام مادری نمونه می باشند.

کاش در هر مدرسه حداقل یکی از این معلم و یا دبیر ها وجود داشت تا لااقل در کنار این همه مطالب آموزشی بی استفاده، به نوجوانان و جوانان درس زندگی هم داده می شد. البته هیچ وقت دیر نیست.

اگر از همین امروز به معلمان علم، آگاهی و فرصت لازم  داده شود تا در مورد تربیت و شناخت فردی و اصلاح رفتارهای تربیتی غلط در مدارس راهنمایی و دبیرستان آموزش هایی ارایه دهند.قطعا ۲۰ سال آینده دغدغه ی پدران و مادران برای تربیت فرزندشان بسیار کم خواهد شد و شاهد جامعه ای سالم و پر از انسان های تاثیر گذار خواهیم بود.

تربیت کودک قبل از تولد ژن چه نقشی در تربیت و سلامت کودک دارد ؟

همانطور که می دانید ژن ها مسئول انتقال خصوصیات اجداد و والدین به فرزندان می باشند. ژن ها  برای  انتقال هر خصوصیتی به فرد، حتما باید زوج باشند. از این روست که کودک خصوصیات خود را هم از مادر و هم از پدر به ارث می برد. ژن ها یا همردیف هستند که یعنی یک جفت کروموزوم شبیه به هم دارند و صفت ها و خصوصیات شبیه یکدیگر را تولید می کنند مثل رنگ پوست، رنگ چشم و غیره و یا ژن غالب یا بارز هستند که در این حالت یکی از ژن ها که قوی تر هست ژن دیگر را مغلوب می کند. ژن غالب به تنهایی می تواند صفات خود را به کودک تحمیل کرده و  کودک  در این شرایط به طور کامل شبیه پدر یا مادر و یا یکی از اجداد خود می شود.

تربیت کودک قبل از تولد

یکی از اقوام ما که فرزندش هیچ شباهتی با خودش ندارد به شوخی می گفت: من هر وقت بیرون می روم شناسنامه ی فرزندم را با خودم می برم که من را به جرم کودک ربایی دستگیر نکنند. کودک او صد در صد شبیه پدرش شده و هیچ نشانی از مادر ندارد. مادر فقط او را به دنیا آورده است.

تربیت کودک قبل از تولد

ژن نهفته را چگونه بشناسیم ؟

خطرناکترین ژن که گاها برخی از زوج های جوان به دلیل عشق و علاقه به وصلت با یکدیگر و بی توجهی به آینده ی فرزندانشان آنرا نادیده می گیرند، ژن های مغلوب یا نهفته است. این ژن ها هر از چند گاهی صفات خود را در یک نسل نشان می دهند و به ندرت حامل ارثیه ی خوب مثل چشمان رنگی و پوست زیبا از اجداد ما می باشند. متاسفانه  اغلب آنها حامل ژن های معیوبی هستند که بیماری با خود می آورند. حال اگر  این ژن های معیوب  به طور مشترک در زوجین وجود داشته باشند مسبب بیماری های لا علاج و یا خصوصیات رفتاری اصلاح ناپذیری در کودک می شوند که در آینده گریبان والدین و جامعه را به سختی خواهد گرفت. به همین دلیل است که پزشکان، ازدواج های فامیلی را به شدت نهی می کنند و در صورت انجام آن توصیه گردیده که قبل از بارداری مراقبت های ویژه ای برای اصلاح ژن های معیوب انجام شود. 

 فرهنگ، سنت و خانواده ی زوجین در تربیت کودک چه نقشی دارند؟ 

یکی دیگر از عوامل موثر در تربیت کودک که پیش از تولد او تعیین می شود فرهنگ و آداب و رسوم والدین  می باشد. زوج هایی که اعتقاد دارند فقط همسرشان مهم است و قرار نیست آنها با خانواده ی هم زندگی کنند، فراموش کرده اندکه فرزند آنها باید با پدر بزرگ و مادر بزرگ ها نیز در ارتباط باشد.  اگر دو خانواده از نظر فرهنگی و اعتقادی تفاوت های زیادی داشته باشند کودکِ پیش از دبستان که این تضاد ها برایش غیر قابل درک است در دوران رشد خود دچار سردرگمی می شود.

تربیت کودک قبل از تولد

 دو راهی تربیت

برای مثال کودکی  پدرش در خانواده ی مذهبی بزرگ شده و اعضای خانواده پایبند به انجام فرایض دینی و پوشش خاص می باشند. وقتی کودک میهمان خانواده ی پدری است تحت تاثیر این گرایشات قرار می گیرد. این کودک زمانی که به سمت خانواده ی مادری می رود در صورتیکه رفتار متفاوتی داشته باشند دچار دوگانگی می شود.  کودک که قدرت تحلیل و انتخاب ندارد و اغلب تقلید می کند، بین دو تربیت متفاوت سردر گم شده و وای به روزی که والدینش نیز بر سر اعتقادات و باور های خود برای تربیت کودک پافشاری کرده و بر سر مسایل تربیتی او با هم درگیر شوند. 

تصور کنید، کودک بخت برگشته چطور مانند گوشت قربانی گاهی با یک روش و گاهی با روشی دیگر، مواخذه و به اصطلاح والدین، تربیت می شود. به نظر شما چه انتظاری می شود از شخصیت این کودک داشت. تازه مشکل اساسی زمانی است که کودک وارد مرحله ی نوجوانی شده و قدرت تشخیصش بیشتر می شود  و اکنون که در مرحله ای قرار گرفته که می تواند با عقل و منطق مسیرش را انتخاب کند به دلیل خاطرات بدی  که از هر دو تربیت داشته از روش خانواده های خود متنفر می شود. او برای کشف راه و روش های جدید به دنبال افراد ناشناخته رفته  و چون می خواهد خودش  مسیر های جدیدی را تجربه کند، غالباً در راه های  پر خطر  افتاده و بعضاً دچار آسیب های جدی روحی و روانی می گردد.

تربیت کودک قبل از تولد

نقش تربیت والدین درتربیت کودک 

حال با دانستن دو عنصر مهم تربیتی کودک پیش از تولدش یعنی وراثت و فرهنگ و باورهای خانوادگی والدین، به عامل مهم بعدی که تربیت خود والدین می باشد می پردازیم. فارغ از تأثیراتی که والدین کودک نیز از عوامل فوق در تربیت خود داشته اند، آنها برای ساخت شخصیت و اصلاح رفتارهای غلط تربیتی شان پیش از تولد فرصت دارند. اگر زوج های جوان پیش از ازدواج یا تولد فرزند خود  موارد  تربیتی نا صحیح را در خود اصلاح کنند قدم بزرگی در قطع  این میراث غلط به کودک خود ب خواهند داشت.

تربیت مادر و نقش آن در تربیت کودک 

اینگونه به نظر می رسد که مادر به دلیل ارتباط نزدیکش با کودک باید توجه بیشتری به خود سازی و اصلاح رفتار هایش داشته باشد. اما با توجه به اهمیت نقش تربیتی پدران خصوصاٌ در رابطه با فرزندان پسر که غالباُ پدر را الگوی خود قرار می دهند، غفلت آنها در این مقوله  می تواند خسارت های جبران ناپذیری را به تربیت و شخصیت کودک وارد کند. خود سازی از موارد مهمی است که ابتدا با خودشناسی آغاز می گردد و شخصی که به خود شناسی نرسیده باشد هرگز توان شناخت درست دیگران را نداشته و به الطبع در روابط خود دچار مشکل خواهد شد.  شخصی که امکان برقراری روابط صحیح با دیگران را نداشته باشد در زندگی مشترک و تربیت فرزند ش نیز دچار مشکل می گردد. از این رو لازم می دانیم درباره خودشناسی و اهمیت آن در رابطه با تربیت کودک مختصری صحبت کنیم.

تربیت کودک قبل از تولد

چقدر خودشناسی والدین در تربیت کودک نقش دارد؟ 

خودشناسی از نظر روانشناسان و پژوهشگران علوم انسانی به معانی مختلفی تعبیر شده است. برخی آن را شناخت استعدادها ی فردی، تمایلات، آگاهی از خصوصیات ذاتی خود، برون گرا یا درونگرا بودن، تعبیر کرده اند. و گروهی دیگر میزان شناختی که هر فرد از تحمل‌ مسایل و چگونگی برخورد با آنها، قدرت و ضعف‌های شخصیتی و آرزوهایش  دارد را خودشناسی می نامند.
والدینی که به خودشناسی رسیده اند با خطاهای رفتاری و افکار نا صحیح خود آشنا هستند. آنها با تصحیح  این رفتار قطعا زندگی مشترکی با آرامش و تفاهم خواهد داشت.  بالطبع، کودکی که در این فضا متولد می شود مسیر رشد جسمی و روحی صحیحی را طی می کند.

کودک، والد، بالغ

یکی از مباحثی که می تواند به خودشناسی و ارتباط خوب هر شخص با خودش منجر شود شناخت سه شخصیت درونی خود یعنی کودک، والد و بالغ است .
 این شخصیت ها هر کدام در شرایط و موقعیت های مختلف، فعال شده و نقش راهبری هر فرد را به عهده می گیرند. به گفته ی روانشناسان، یکی از این شخصیت ها که با بزرگ شدن ما روز به روز به فراموشی سپرده شده و هر روز از آن دورتر می شویم، کودک درونمان می باشد.

این موجود کوچک و مظلوم، قربانی خواسته های بزرگسالی و حس برتری جویی و قدرت طلبی ما گردیده است. اغلب افراد با رشد جسمی و پیدا کردن موقعیت و جایگاه های فردی و اجتماعی، هر روز از کودک درونشان دورتر و دورتر شده و به ندرت به یاد می آورندکه موجودی در درونشان منتظر نوازش و محبت می باشد.

لطفا، اگر مجرد هستید پیش از ازدواج، در صورتیکه در انتظار فرزندی هستید تا پیش از تولد او و در صورتیکه کودک پیش از دبستانی دارید تا قبل از پایان این دوران مهم، برای سامان دهی ساختار شخصیتی خود با هدف دستیابی به یک ارتباط موثر و خوب با همسر و فرزندتان، در مسیر این آموزش ها قرار بگیرید.

 

دو تمرین ساده برای آشتی با کودک درون

فارغ از سن، شغل و موقعیت اجتماعی که دارید روزی نیم ساعت از وقت خود را برای بودن با کودک درونتان صرف کنید و بعد منتظر نتایج حیرت انگیز آن در زندگی، کار و روابط خانوادگی و اجتماعی آن باشید:

۱- از وسایل نقاشی کودکانه استفاده کرده و بدون فکر و دقت، خط و رنگ ها را روی کاغذ و یا دیوار رها کنید. اجازه ندهید منطق شما برایتان تصمیم بگیرد. ( البته قبلاً روی دیوار، روزنامه یا کاغذ هایی با عرض زیاد نصب کنید)

۲- موسیقی های کودکانه گوش دهید و رها و آزاد دستهایتان را باز کنید و مثل دوران کودکی به آسمان یا سقف نگاه کنید و به دور خودتان بچرخید به هیچ چیز جز موسیقی و چرخش دنیا به دور سرتان فکر نکنید.

تمرین و توضیحات  بیشتر را در کتاب « چهار گوی شیشه ای »بخوانید

مطالب و ویدیو های سایت را دنبال کنید.

www.faribaabazari.com

#مراقب کودکی کودکمان باشیم.

فريبا اباذري

سلام فريبا اباذري هستم.حدود 20 سال است در حوزه ي مسايل مرتبط با زنان و كودكان پزوهش مي كنم و حاصل بخشي از تحقيقاتم در حوزه ي كودكان و نوجوانان را در قالب 70 برنامه ي تلويزيوني، توليد كردم كه از شبكه هاي يك و دو سيما، پخش گرديده است. اكنون با مطالبي در خصوص چگونگي داشتن يك ارتباط موثر با كودكان از طريق بازي و هنر، در قالب مقاله و ويديو هاي آموزشي، در خدمتتان هستم...